
یه سلام بسیار فجیحانه تقدیم شما
خوبین؟خوبین دیگه...باید خوب باشین من که خوبم شما هم باید خوب باشین
چاره ای نیس!!!
نمیدونید با چه حال فجیحی دارم مینویسم
ما هم این روزهای آخر تابستون داریم به شدت به خودمون فشار میاریم که خوش بگذرونیم
تا حدود بسیار کمی هم موفق شدیم
جاتون خالی دیشب با دوستم رفته بودیم پااااااارک یک اتفاق بسیار فجیحی افتاد که به طور فجیحی پوکیدیم

من و مهسا وایساده بودیم ۲تا پسره داشتن میدویدن..
..یکی دنبال اون یکی میکرد میخواست بگیردش....به طور بسیار فجیهی وقتی اومد از جلو ما رد بشه با زمین عصابت کرد.
..میخواست پاچه ی اون یکی رو بگیره نتونس شیرجه زد رو موزائیک..
..فک کن تمام قددد..
..این به جهنم کاش همین بود....یهو درومد گف
حیف که در رفت وگرنه میگرفتمش
...وای اینو که گفت یعنی مردم.
...افتاده بودم رو زمین دلمو گرفته بودم و غشششش..
..مهسا هم غش کرده بود خنده داش میمرد...فقط یکی باید میومد مارو جمع میکرد.
..بیچاره بدبخت حول شده بود نمیدنست چی بگه که ضایعگیش برطرف بشه بدتر زد خرابش کرررررررد.
..ما که همونجا دیگه ترکیدیم.
..نفهمیدیم پسره با چه رویی پاشد رفت....بعدشم با دوستاش اون طرف به طور موازی با ما داشتن راه میرفتن....پسره داشت ناله میکرد آآآآآآآآآآآآآخ انگشت پام
یه اوضاعی بود که فقط باید میبودین و میدیدین
خلاصه این که از دیشب
تازهه پریشب هم که به طور فجیحانه ای به سراغ لپ تاپمان رفتیم تا دیدار را تازه فرماییم

یهو به طور فجیحی وقتی درش را باز نمیدیم دیدیم مورچه های موزی خَر از میان کلیدهای صفحه کلید صف کشیده و بیرون آمده و خودنمایی میکنند..
..لپ تاپ را برعکس نموده دیدیم در شیارهای پشت لپ تاپ هم مدام مورچه ها در حال رفت و آمد هستند.
..مورچه های بیشعور به ما دهنکجی کرده و برای ما ۲قورت و نیمشان هم باقی بود..
..به طور فجیهی عصبانی گشته و لپ تاپ را برداشته به دفعات زیاد آن را به زمین کوباندیم تا نکند مورچه ها از ان بیرون بیایند
ولی زهی خیال باطل
...تعدادشان بیشتر از آنی بود که فکرش را میکردیم و افاقه نکرد..
.در یک حرکت انتحاری به سراغ جارو برقی رفته و آن را آوردین..
..روشنش کرده و آن را روی لپ تاپ گرفته بودیم...
.اصلا حواسمان نبود که کلیدهای کیبورد لپ تاپ بسیا ظریف و سست هستند وقتی مکش جارو را به طور فجیحانه ای روی آن ها گرفته بودیم نزدیک بود کلید ها دانه دانه در حلق جارو فرو بروند
که به دادشان رسیدیم......تمام لپ تاپ را جارو کردیم ولی باز هم افاقه نکرد و مورچه ها با وقاحت تمام در لپ تاپ رفت و آمد کرده و زندگیشان را میگذراندند..
.عقل خودمان به جایی نرسید...
به سراغ پدر گرام رفتیم و ماجرا را تعریف فرموده و خواستار کمک شدیم..
..پدر هم در یکی حرکت بسیار فجیحانه اسپری حشره کش را برداشته و به طرف لپ تاپ حرکت کردند و فرمودند تنها راه حل همین است..
..ما هم که کارهایمان به نتیجه ای نرسیده بود چاره ای جز قبول کردن راه حل نداشتیم...
..خلاصه حشره کش را نثار مورچه های بی ریختِ چندش آور کردیم
و به خیالمان دیگر از شرشان راحت خواهیم شد....به گفته ی برادر گرام هم اکنون تا تَهِ لپ تاپ پر از مورچه مرده است
.....خدانکند احیانا لپ تاپ خراب شود و گرنه اگر خواسته باشیم آن را دم مغازه ببریم تا درستش کنند
آبرویمان تمام و کمال میریزد..
.این نکته هم جالب توجه ست که بنده هیچ نوع شکلات و شیرینی ای جلوی لپ تاپ نخورده بودم که مورچه شود..
.نمیدانیم چه قطعه ای در آن به مزاق مورچه ها خوش آمده که این گونه آن را دوره کرده اند...مردشورشان را ببرد.
...لپ تاپ را رها کرده و به سراغ کارهایمان رفتیم.
..در پاسی از شب که پشت پی سی نشسته بودیم
یک دفعه مادر گرام به طرز فجیحی وارد اتاق گشته و به ما خبر داد که مورچه ها هنوز کاملا کشته نشده اند و همچنان در حال رفت و آمد هستند...
..مخمان به طرز فجیحی سوت کشید
و ناگهان از کار افتاد
.....فرمودیم ما نمیدانیم خودتان یه کاری سرشان بیاورید..
...دوستان پیشنهاد دادند پیچ هایش را باز کنیم و بگذاریم مورچه ها راحت تر نفس کشیده و تردد کنند..
..یا اصلا لپ تاپ را بگذاریم محلی برای لانه ی مورچه ها و کاری به کارشان نداشته باشیم و بگذاریم زندگیشان را بکنند..
..بعضی نیز پیشنهاد دادند لپ تاپمان را به آن ها واگذار کنیم که ما در جوابشان فرمودیم: زِکّی
این هم از گرفتاری ها و ماجراهای این ۲روز اخیر
امروز هم به شدت کار داریم....اعم از آپ کردن ۳ وبلاگ و خبر کردن دوستان محترم برای آپ و همچنین حلالیت طلبیدن..
..از مرتب کردن و جاروکشیدن اتاقمان که خود کار بسیار وحشتناک و دشواری است بگذریم
که مانتویمان هم هنوز ترتیبش را نداده ایم.
یک خبر بسیار مهم و قابل توجه و فجیح دیگری هم افتاده که برای هیچ احدالناسی که مرا میشناسد قابل باور نیست
و آن هم این است که بنده هم به قبیله ی ماه عسلی ها پیوستم...
.بنده که حالم از ریخت(تیپ)احسان علیخانی به هم میخورد حالااااااا.....
بسیار تعجبانه است این ماجرا..
..حالا که ما این برنامه را دوست داشتیم به شرطی سال دیگر جلویش را بگیرند و نگذارند پخش شود و یا مجریش را عوض میکنند
(میگذارند امیرحسن مدرس
) حالا بنگرید!
هم اکنون یک عنکبوت بسیار وقیح در حال تردد روی مانیتور است برای خودش روی صفحه اینورو آنور رفته و نمیگذارد ما حواسمان را بفهمیم.
.نمیدانیم چرا زندگیمان را حشره برداشته است.
..به وقتش به حسابشان میرسیم به طوری که دیگر نتوانند از لانه هایشان بیرون بیایند چه برسد به این که بایستند راست راست در چشمانمان زل بزنند.
دوستان محترم 

همان طور که اطلاع دارید از فردا مدرسه ها باز میشود.
..بنده هم تصمیم گرفتم به طور فجیهی بچسبم به درس ها و کارام(تصمیم گرفتمااا
) در نتیجه کمتر میام نت...این وب هم هفته ای یه بار(عموما ۵شنبه ها)قراره که آپ بشه..
...شما می تواانید با نظرات امید بخشتان به وب گرمای خاصی ببخشید.
متشکریم
چقدر چرت و پرت های امرزمان رنگ ادبی به خود گرفت!

چند نتیجه گیری از این آپ به عمل می آوریم:
۱- هیچ گاه در مقابل دخترها حرکات نمایشی از خود بروز ندهید ممکن است در حد تیم ملی دچار ضایعگی شوید!
۲- لپ تاپتان را هیچ گاه بدون حفاظ روی زمین نگذارید..مورچه ها به شدت به قطعان لپ تاپ علاقه مندند!
۳- به هیچ وجه به صدا و سیما و برنامه هایش دل نبندید...!
به طور فجیحی به سراغ پی نوشت ها میرویم که امروز جنبه ی نصیحتانه و امری دارد:
۱- اصلا به غلط های املایی این آپ توجه نکرده و خودتان را درگیرشان نکنید.
۲- اصلا به خاطر مدارس و تحصیلات خودتان را غمگین و مضطرب ننموده و با کمال ارامش با آن ها برخورد کنید.
۳- از همین الآنتان لذت ببرید....سعی کنید در هر مکان و زمانی که هستید لذت ببرید هرچقدر هم به نظر خودتان فجیح و غیر قابل تحمل باشد.
۳- لامپ های اضافی را خاموش فرمایید.
۴- نظر بدید به طور فجیحانه ای.
۵- مارا حلال کنید.فراموشمان هم نکنید.
بسیار متشکرم
تا آپ بعدی
خدانگهدار
