
سلام سلام سلام سلام
برین کنار من میخوام آپ کنم.
به خدا دیگه از این حرفای کلیشه ای که حالتون چه طوره؟خوبین؟ چه خبرا؟ داره حالم به هم میخورهه
حالا خوبین؟ چه خبرا؟

وایسین من قبل از شروع کردن حرفام 3تا کار باید انجام بدم:
1- به آبجی مرضیه جونم سربزنم و آپش رو بخونم و نظر بدم و اینا...
2- یه قالب خوشمل صولتی واسه وبم پیدا کنم...
3- اونش به خودم مربوطه
خب...به آبجی مرضیه سر زدم..
..قالب پیدا کردم و گذاشتم خوشمله؟..
.این سری به قالب های ساده علاقه مند شدم....
کار سومش هم هنوز خودم نفهمیدم چیه ولی به محض این که فهمیدم انجامش میدم
دیگه چه خبررررررررررررررررررررررررررررررررررر
والا من از کجا بگم...از چی بگم...از کی بگم که دلم خونههههههههههههههه
اه اه اه اه....اصلا هم خون نیست
مدرسه ها که یه 2ماه پیش مستحضر هستید تموم شد.
...ماهم بیکار شدیم و تابستونمون شروع شد.
...خیلی تابستونا من فعالم ماشالا..
.مخصوصا تابستون امسال..
.نه کلاسی نه هیچی فقط صبح تا شب اینترنت و چت و اینور واونور..
..حالا نگین تو که میای نت چرا آپ نمیکنی؟
چون حوصلشو ندارم...تصمیم گرفتم ازین به بعد مختصر تر بنویسم..
..مخلصیم
سال تحصیلیه گذشته که به حد مرگ فاز داد یعنی حال داد
کلی با بچه های کلاس خوشگذراندیم..
..از شیطونیهام اگه خواسته باشم بگم...از رنگ کردن و نقاشی کشیدن رو در ودیوار و کمد و پنکه و.
..کلاسمون بگم یا از جدول حل کردن ها و اس ام اس خوندن های سر کلاس؟
یادش اصلا نخیر
یه خانوم داشتیم به نام خانوم زبان فارسی(فامیلش زبان فارسی نبودا ولی به علت معلم بودن این درس مزخرف اینجوری صداش میکردیم.
..مثل خوداتون)...
.روم به دیوار گلاب به روتون دور از جون شما خیلی آدم خار(زبون یزدی: آدمی که خیلی مزخرف و زشت و کریه و چندش آور و ...
.)بود..
.سرکلاسش نمیشد جم بخوری(ولی ما میخوردیم
)...به ژ که میگفت ج.
..فک کن!!!
معلم زبان فارسییییی....همیشه که سر کلاسش از واجه نامه گفتنش و اینا کلی میخندیدیم..
..خیلی خار بود خیلی.
..باورتون نمیشه که چه قدر مزخرف بود.خدارو شکر که از دستش راحت شدیم و از الان دیگه زبان فارسی نداریم(ایشالا تا به قیامت
)
سر کلاس زبان هم که من و مهسا همش یا داشتیم گوشه کتابمون نقاشی میکشیدیم
یا جوک میگفتیم
یا مجله میخوندیم
یا اس ام اس پیدا میکردیم
یا جدول حل میکردیم که این گزینه ی آخر(یعنی جدول حل کردن) به لطف خدا با مشارکت تمامی بچه های کلاس انجام میشد.
..ماشالا همگی توش مشارکت داشتند
(سرکلاس زبان و در حضور معلم
)....بلههههههه کجاشو دیدین..
...از ادا درآوردن پشت سر معلم وقتی داره وارد کلاس میشه گرفتهه تا کل انداختن باهاش...ماشالا بچه هامون هرکدوم یه سررشته ای دارن تو این قضایا..
..وااااای ادای معلم هارو در میارن عینهو خودشون اصلا فک میکنی خود معلم که جلوروت وایساده..
..هرکودوم هم یه معلم رو میتونن کاملا کالبدشکافی کنن..
..من معلم عربی..
..نازی معلم ادبیات..
..افسانه معلم ریاضی..
..نجمه همه ی معلم ها با هم دیگه
ماشالا هزار ماشالا..
...و همگی باهم خانوم زبان فارسیییی

سر کلاس خوشنویسی هم که اکثرا پای میز نجمه بودیم و از خاطره های خنده دارش همه حلاک!

خدا نصیبتون کنه یه روز بیاین مدرسه ی ما ببینین چه اوضاعیههههههههههه
اسم کلاسمون (دوم گرافیک) رو تغییر دادیم به نام daas
یعنی دیوونه خونه ی ....(به علت مسائل امنیتی از گفتن بقیه ی نام معذوریم
)
فقط برین این یکی وبلاگم: نی نی گرافیست....عکس هارو ببینین میفهمین ما چی هستیم!
یادش به خیر خیلی دیوونه بازی درمیاوردیم..
..من که دارم لحظه شماری میکنم که مدرسه ها باز بشه و دوبارههههههههههههههههههههههههههههه
واای چی میشههههه

(دقت کردین تو این آپ چه قدر تعجب کردم؟
)
پ.ن خودمان:

1-این اواخر با پدر گرام در صدد بازکردن حساب بانکی و گرفتن عابر بانک به اسم خودمان بر آمدیم
و برای این موضوع اقدام کردیم که تا 2هفته ی دیگر عابر بانکمان می آید که پول بریزیم به حساب و برداشت کنیم
(البته اگر پولی بود که به حساب ریخته شود!

)
2- همچنان این اواخر خودمان را به کمک کردن به مادر گرام عادت داده ایم
(البته فقط ای اواخرا)از ظرف شستن گرفته تا مرتب کردن و گردگیری منزل..
.ماشالا ماشالا داریم برای خودمان خانومی میشویم(خواستگاران محترم عجله فرمایید
)
3- این اواخر اتاقمان
(به قول مادر گرام: باغ وحشمان
) را مرتب و تمیز فرموده به طوری که هرکسی وارد این اتاق میشود فکر میکند اشتباه آمده و برمیگردد!
4- باز همچنان این اواخر کادوهایی به مناسبت تولدمان گرفتیم که در حال لذت بردن از آن ها هستیم.
5- این اواخردو سه روزی از خانه فرار کرده و به خانه ی دختر داییمان پناه بردیم
لذوما برای دانستن قدرمان به وسیله ی اعضای خانواده.
6-این اواخر یک روم در مسنجر ال فور آی (l4i) ساخته ایم به نام ***اومدی تو درو ببند***
که مثل توپ از خودش صدا بیرون کرده..
..که باز هم ماشالا ماشالا خیلی طرفدار دارم و همیشه پر است.
7- این اواخر خودمان را از کامپوتر جداتر کردیم تا نکند آدم شویم.

8- همچنان همچنان این اواخر محسن چاووشی گوش فرا میدهیم.
9-این اواخر دعایمان این شده:
خدایا مارا به راه راست هدایت فرما اگر نشد راه را به سوی ما کج فرما! الهی آمین.
10-این اواخر اسکیت راندن را یاد گرفته و اسکیت سواری میکنیم.
11- این اواخر کلاس گیتار دیگر نمیرویم زیرا استادمان به سفر رفته است.

12- این اواخر به دیدار پوریا پور سرخ و فرزاد حسنی و دوستان گرام تهرانی دیگر رفتیم
که بعضی از عکس هایش را در آپ قبلی گذاشتم.
13- این اواخر دیگر کوچکترین توجهی به کامنت هایی نظیر: وبلاگ خیلی خوبی داری به من هم سر بزن.
نمیکنیم و اعصاب خودمان را به هم نمیریزیم.
14- این اواخر دیگر خبر خاصی به وجود نیامده است!
قربان شما
تا آپ بعدی
خدافسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس