|
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 :: 20:43 :: نويسنده : ستاره جوووووووووووووووووووووووووون
چاكريممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم سلااااااااااااااااااااااام به به به ببينين كي اوووووووووووووه بابا خودتونو كنترل كنين ديگه چه خبررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر مي بينم كه بضيا هنو خونه توني نكردننننننن mami sakina mami sakina mami sakina mami sakina mami sakina mami sakina 1:30 ساعت بعد mami sakina واقعه تاريخي معجزه خانوم بلند ميشن كه مثلا برن كمك كنن sakina mami sakinna همه پوستاي تخمه رو ميكنه زير فرشو
mami
يه تيكه پارچه از تووو لباساي كثيف پيا ميكنه عين بز
mami
.... تا مامانه مياد دهن باز كنه sakina مامان بي چاره يه دفه از ترس رنگش مي پره و مي دوهه پيش دختره mami sakina mami خانوم كه الكي خودشو به مريضي زده بوده با ناله ميگه sakina mami سكينه خانوم ميره تو اتاقو راحت ميتمرگه رو تختش اين طوري از زير خونه تكوني هم دررررررررررر ميرههههههههه بلههههههههههه بيشتريا هم اين طوري به مامانشون كمك مي كنن ببند ولي نهههههههههه خدايي من امسال كمك كردمااااااااااااااا خببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب مي خوام اگه وقت شد اتفاقايي كه تو عيد واسم ميفته رو بيام بتون بگم البته اگه جالب بوداااااااااا راستييييييييييييييييييييييييي از بروبچزي كه تو آپ قبلي نظر دادن معذرت مي خوام كه نتونستم بهشون جواب بدم آخه خيلي سرم شلوغ بووووووووووود ديگه بسه دیگه از جلوي اين بي صاب مونده(بي صاحاب موند در ضمن در طول عيد به درساتونم برسينننننننننننننننننننننننننننننننننن جلو جلو دوروق سيزدهمونم گفتيمممممممممممممممممم آخيشششششششششششششششششششش چقد چرت گفتمااااااااااااا بسه ديگه بلن شين رين منم برم ديگههههههههههههههههههههههههههههههههههههه خواهشن اين جا صف نكشين من هيچ كار خاصي ندارم كه واسم انجام بدينننننننننننننننننننننننننننن اوووووووووووووووووووووي قربوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونتون برررررررررررررررررررررم(مخصوصا مرضيه حونم سال خوب و خوشي واستون آرزو مي كنم
![]() |
||||||||||