|
دوشنبه یازدهم تیر 1386 :: 16:20 :: نويسنده : ستاره جوووووووووووووووووووووووووون
سلام
هرکاری دلت می خواد بکن..........واسم مهم نیست ![]()
دوشنبه یازدهم تیر 1386 :: 7:27 :: نويسنده : ستاره جوووووووووووووووووووووووووون
سلامممممممممم
برو گمشو دیوونه عوضی خیلی بی شعوری فک کردی با این کارا می تونی منو از سر رات بندازی اونور فک کردی..... دوستای گلم..میدونین قضیه چیه؟...دیشب ساعت ۱۱:۳۲ دقیقه یکی اومده نمی دونم چه جوری پسورد وبلاگم رو گیر آورده...اومده پسسم رو عوض کرده و نوشته که این وبلاگ به آخر خط رسیده.... چن تا از پستامم رو پاک کرده. من یکیش رو که داشتم دو باره گذاشتم.عمرا فک کردی....ازین خبرا نیست پرررررررررروووووووووووو....حالا میدونم باهات چیکار کنم شخصا اعلام می کنم این وبلاگ حالا حالا ها کار داره و به آخر خطم نمیرسه....در ضمن مواظب وبای خودتون باشین چون ممکنه این دیوونه سراغ شماها هم بیاد روتو کم می کنم بای ![]()
دوشنبه یازدهم تیر 1386 :: 7:19 :: نويسنده : ستاره جوووووووووووووووووووووووووون
D;dsسلام گوگولی مگولیای من..........شه طورین؟ معذرت می خوام اگه چن روز آپ نکردم.....آخه کامی جونم خراب بود....یک ماجرایی داشتیم که نگو::: آول کامی رو دادیم که روش کمبو(هم دی وی دیه هم رایتر)نصب کنن...بعد 1 روز پس دادن....وختی آوردم خونه دیدم ببببببببلهههههه....اینترنت خرابه و کار نمی کنه...منم دیگه هیچیییییی پپیشم نه....(گو)...همه کامپیوتر یه طرف اینترنت یه طرف...آمپر چسبوندم......2باره قرار شد ببریم که درسش کنن....وختی مثلا مثلا درسش کردن آوردیم خونه...دیدم ببببببببلللللللللللههههههههههه حالا هاردش خرابه و باید بدن درس کنن....باز بعد 1روز پس دادن...3باره دیدم حالا دی وی دیش کار نمی کنه..........بابام گفتن فردا از همینی که دادیم کامپیوترو درس کنه می پرسن چشه؟.....فردا صبح زنگ بابام زدم که ببینم چی گفته......بابایی چی شد؟.....هیچی می گن باید دوباره ببریم اتفاقن الان خودشون اینجا وایسادن............منم که دیگه حسابی داغ کرده بودم عمدن که بفهمه دنیا دسته کیه بلند گفتم(تو موبایلم که صدا می پیچه)::فقط می خوام یه بار دیگه توش اشکال در بیاره فک خودش و همکاراشو میارم پایین..بابام گفتن:هیسسسسسسسس خدافظ شه شه شه شه شه.....دلم خنک شد.. خلاصه حالا درس شدهههههههههههههههههههههههههههههههههههه اه اه اه اه اه چه قدر این تابستون ناخشه........صبح تا شب بیکار........آخخخخخخخخخخخخخخخ......کسی پیشنهاد سرگرم کننده ای نداره؟...من که مردم از بیکاریه محض...............به نظر شما چه جوری این تابستون خسته کننده رو دک کنم؟ ولی ته توشو در بیاری دوران مدرسه خش تر بودا.....همش از صبح تا ظهر بازی گوشی و بعدشم که خونه میومدیم به کارایی که کرده بودیم می خندیدیم....آه...چه زمونی بود.....دانشگاهی ها که هنوز تازه دارن امتحان می دن...بیچاره ها...........الهی قرررررررررررررررررربونش برم...دخی خاله منم امروز ساعت 1 امتحان داشته...گف براش دعا کنم.......اینم یه ماچ آبدار واسه دخی خالم:::ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ هیچ ماجرای خاصی ندارم.....به خاطر همین می خوام یه کارایی بکنم که ماجراها بیان سراغم...چی کار؟...نه هالا نمی گم.......... آخی کجایی مدرسه که یاهدت یه خیرررررررررر همه دنیا یه طرف زنگای تفرح یه طرف کلی بازی می کنیم کلی باهم میزنیم حرف هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خب حرف مف زدن بسه دیگه.......ببخشین این روزا حالم گرفتست به خاطر همین زیاد از حد چرت و پرت می نویسم... راستی می خوام یه وب بزنم که پر عکس باشه....همه جور عکسی(البته مجاز)..هرکی واسه وبش یا خودش عکس می خواست بیاد برداره...پره عکس.....هم عاشقونه..هم خنده دار..هم عکس نی نی کوشولو..هم عکس حیوون..و کلی عکس دیگه......چه طوره؟.....خوبه؟....حتما نظراتونو در این رابطه بگین...منتظرم قرررررررررررررربون همتون با باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
![]() |
||||||||||